برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی wick به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل wick
(اسم) رشته لامپ رشته ای یا فتیله شمع - get on someone's wick مزاحم کسی شدن، کسی را ناراحت کردن
wick
فعل
wicks; wicked; wicking
(فعل) یک مایع یا رطوبت را از سطحی جذب کردن و پاک کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره wick، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

