برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی whale به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل whale
(اسم) نهنگ – چیزی که بسیار مهم، خوب و غیره است (مثال اول)
She had a whale of a time at the party.
او اوقات خیلی خوبی در آن مهمانی داشت.
whale
فعل
whales; whaled; whaling
(فعل) محکم به چیزی ضربه زدن - whale into/on somebody/something به چیزی یا کسی ضربه زدن یا حمله کردن
He began whaling into the poor child until a police officer finally intervened.
او شروع به زدن آن بچه بیچاره کرد تا اینکه سرانجام یک افسر پلیس مداخله کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره whale، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


