برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی weaken به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل weaken
(فعل) ضعیف کردن، تضعیف کردن (کاهش قدرت یا توانایی)
The illness weakened his body.
بیماری بدن او را ضعیف کرد.
Lower interest rates have weakened the dollar.
نرخهای بهره پایین، دلار را تضعیف کرده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره weaken، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


