برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی warmth به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل warmth
(اسم) گرما، گرمی (مثال اول) – محبت، گرمی (مثال دوم)
an agreeable warmth in the house
گرمای دلپذیر در خانه
She greeted us both with warmth.
او با محبت به ما خوشامد گفت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره warmth، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

