برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی walking به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل walking
(اسم) پیاده روی، عمل قدم زدن
He goes walking every day around the lake.
او هر روز اطراف دریاچه به پیاده روی می رود.
walking
صفت
(صفت) اینکه قابلیت یا ویژگی را به کسی یا چیزی با لفظ محض یا متحرک نسبت دهیم (دو مثال اول) - within (easy) walking distance همین نزدیکی به طوری که پیاده می توان رفت
He's a walking dictionary.
او یک دیکشنری متحرک است. (لغات زیادی بلد است)
She is a walking disaster.
او یک مصیبت محض است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


