برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی voyage به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل voyage
(اسم) سفر دریایی، سفر طولانی (سفر با کشتی یا هواپیما)
They went on a voyage around the world.
آنها به یک سفر دریایی دور دنیا رفتند.
voyage
فعل
voyages; voyaged; voyaging
(فعل) به یک سفر دریایی طولانی رفتن
They voyaged to distant lands.
آنها به سرزمین های دور سفر کردند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره voyage، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


