برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی voluntary به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل voluntary
(صفت) داوطلبانه، مجانی (دو مثال اول) – (مربوط به حرکت اعضای بدن) ارادی (مثال سوم)
voluntary retirement
بازنشستگی خود خواسته
He works there on a voluntary basis.
او داوطلبانه آنجا کار میکند.
voluntary laughter
خنده ارادی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره voluntary، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


