برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی voluntarily به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل voluntarily
(قید) داوطلبانه
She voluntarily gave a DNA sample.
او داوطلبانه یک نمونه دی ان ای داد.
She was not asked to leave—she went voluntarily.
از او خواسته نشد که برود. او خودش رفت.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


