برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی voluntarily به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل voluntarily
(قید) داوطلبانه
She voluntarily gave a DNA sample.
او داوطلبانه یک نمونه دی ان ای داد.
She was not asked to leave—she went voluntarily.
از او خواسته نشد که برود. او خودش رفت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره voluntarily، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

