برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی vessel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل vessel
(اسم) ظرف (وسیلهای برای نگهداری مایعات یا چیزهای دیگر – جمله اول) - کشتی (وسیلهی نقلیهی آبی – جمله دوم) – رگ خونی
She poured water into the vessel.
او آب را درون ظرف ریخت.
The vessel sailed across the ocean.
کشتی از اقیانوس عبور کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره vessel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


