برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی veil به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل veil
(اسم) حجاب، روسری (پارچهای که برای پوشاندن صورت یا سر استفاده میشود – جمله اول) - پرده، پوشش (چیزی که چیزی دیگر را میپوشاند یا پنهان میکند – جمله دوم) - take the veil راهبه شدن
The bride wore a beautiful veil.
عروس یک حجاب زیبا پوشیده بود.
A veil of mist covered the mountains.
پوششی از مه کوهها را پوشانده بود.
veil
فعل
veils; veiled; veiling
(فعل) پوشاندن با پارچه یا چیزی شبیه به آن – مخفی کردن چیزی
The sun was veiled by clouds.
خورشید بوسیله ابرها مخفی شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره veil، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


