برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی variable به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل variable
(اسم) متغیر (متضاد constant)
Time is a variable in this equation.
زمان یک متغیر در این معادله است.
The variables in the equation are X, Y, and Z.
متغیرهای این معادله x، y و z هستند.
variable
صفت
(صفت) متغیر، تغییرپذیر
The climate is variable here.
آبوهوا در اینجا متغیر است.
Interest rates can be highly variable.
نرخهای بهره می تواند به شدت متغیر باشد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره variable، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

