برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی underlie به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل underlie
(فعل) زیربنای چیزی بودن، اساس چیزی بودن (دو مثال اول) - در زیر چیزی قرار گرفتن (از نظر فیزیکی – مثال سوم)
These principles underlie our decision.
این اصول پایههای تصمیم ما هستند.
Many factors underlie my decision.
عوامل زیادی در پشت تصمیم من وجود دارد.
A layer of clay underlies the foundation of the building.
یک لایه خاک رس در زیر پایهی ساختمان قرار دارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره underlie، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


