برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی twisted به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل twisted
(صفت) غیر طبیعی، بد – پیچ خورده، پیچ در پیچ – بیمار به این جهت که از اتفاقات بد لذت میبرد (مثال دوم)
His experiences had left him bitter and twisted.
آنچه او تجربه کرده بود باعث ناراحتی و رنجش او شده بود.
a twisted mind
یک ذهن بیمار
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره twisted، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


