برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی trigger به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل trigger
(فعل) آغاز کردن، تحریک کردن (مثال اول) – عملکرد سیستم یا چیزی را آغاز کردن (مترادف set off - مثال دوم)
The speech triggered a debate.
این سخنرانی بحثی را آغاز کرد.
Smoke triggered the fire alarm.
دود باعث به صدا درآمدن اعلان حریق شد.
trigger
اسم
triggers
It's not clear who actually pulled the trigger.
معلوم نیست چه کسی ماشه را چکاند. (شلیک کرد)
Stress is a trigger for his illness.
استرس محرک بیماری اوست.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره trigger، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



