عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل trigger

trigger

فعل

US تلفظ صوتی/ˈtrɪgɚ/

triggers; triggered; triggering

(فعل) آغاز کردن، تحریک کردن (مثال اول) – عملکرد سیستم یا چیزی را آغاز کردن (مترادف set off - مثال دوم)

The speech triggered a debate.

این سخنرانی بحثی را آغاز کرد.

Smoke triggered the fire alarm.

دود باعث به صدا درآمدن اعلان حریق شد.

trigger

اسم

triggers

(اسم) ماشه تفنگ (مثال اول) – محرک یا چیزی باعث اتفاق افتاد چیز دیگری میشود (مثال دوم)

معنی trigger - کرم به انگلیسی

It's not clear who actually pulled the trigger.

معلوم نیست چه کسی ماشه را چکاند. (شلیک کرد)

Stress is a trigger for his illness.

استرس محرک بیماری اوست.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته