برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tremble به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tremble
(فعل) لرزیدن (دو جمله اول) – ترسیدن (جمله سوم)
She opened the letter with trembling hands.
او با دستانی لرزان نامه را باز کرد.
The whole house trembled as the train went by.
وقتی قطار رد شد، کل خانه لرزید.
I tremble to think of what could happen.
من از فکر کردن به اینکه چه اتفاقی ممکن است بیفتد، میترسم.
tremble
اسم
(اسم) لرزش
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tremble، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


