برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی treasury به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل treasury
(اسم) خزانه یا محل ذخیره پول یک دولت یا کلاب و غیره - the Treasury بخش یا وزارت خزانهداری یک دولت (جمله دوم) – گروهی از اشیای باارزش (جمله سوم)
The king stored his gold and jewels in the royal treasury.
پادشاه طلا و جواهرات خود را در خزانه سلطنتی ذخیره کرد.
He has a new job within the Treasury.
او شغل جدیدی در خزانهداری دارد.
This book is a treasury of ancient wisdom.
این کتاب گنجینهای از حکمت باستانی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره treasury، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

