برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی treasure به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل treasure
(اسم) گنج (غیر قابل شمارش - جمله اول) – چیزی که خیلی خاص و ارزشمند است (جمله دوم) – کسی که خیلی کمکحال و ارزشمند است (جمله سوم)
the royal treasure
جواهرات سلطنتی
The house was full of art treasures.
آن خانه پر از گنجینههای هنری بود.
Liz is an absolute treasure—I couldn’t do without her.
لیز بسیار کمکحال است. بدون او نمیتوانستم.
treasure
فعل
treasures; treasured; treasuring
(فعل) ارج نهادن، ارزشمند دانستن
I treasure our friendship.
من دوستیمان را ارزشمند میدانم.
Thank you for the watch. I will really treasure it.
ممنونم بابت ساعتی که بهم دادی. واقعاً برام ارزشمنده و ازش مراقبت میکنم.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره treasure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


