برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی transaction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل transaction
(اسم) قرارداد، معامله، توافقی که در آن چیزی رد و بدل میشود (دو مثال اول) - transaction of something کاری را انجام دادن (مثال سوم)
a real estate transaction
یک معامله ملک
There was no financial transaction between us.
هیچ قرارداد مالی بین ما وجود نداشت.
the transaction of government business
کار اقتصادی دولت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره transaction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

