برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tissue به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tissue
(اسم) (در زیستشناسی) بافت (گروهی از سلولهای مشابه که یک عملکرد خاص را در بدن انجام میدهند - مثال اول) - دستمال کاغذی (مثال دوم)
Muscle tissue repairs itself over time.
بافت عضلانی با گذشت زمان خود را ترمیم میکند.
She grabbed a tissue to wipe her tears.
او یک دستمال برداشت تا اشکهایش را پاک کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tissue، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


