برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tissue به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tissue
(اسم) (در زیستشناسی) بافت (گروهی از سلولهای مشابه که یک عملکرد خاص را در بدن انجام میدهند - مثال اول) - دستمال کاغذی (مثال دوم)
Muscle tissue repairs itself over time.
بافت عضلانی با گذشت زمان خود را ترمیم میکند.
She grabbed a tissue to wipe her tears.
او یک دستمال برداشت تا اشکهایش را پاک کند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tissue، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

