برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی timetable به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل timetable
(اسم) a railway/train/bus timetable جدول زمانی حرکت قطار/اتوبوس و ... – جدول درسی یا جدول زمانی (schedule – مثال اول)
Here is the timetable of events for the day.
این جدول زمانی رویدادهای امروز است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره timetable، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

