برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی timer به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل timer
(اسم) تایمر یا زمان سنج
She set the timer on the oven to/for 30 minutes.
او زمان سنج روی اجاق را روی 30 دقیقه تنظیم کرد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


