برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی thirst به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل thirst
(اسم) تشنگی (دو جمله اول) - a thirst for knowledge/education/information etc عطش یا میل شدید برای دانش/تحصیلات/ اطلاعات و ... (جمله سوم)
She quenched her thirst.
او تشنگی خود را برطرف کرد.
Many of the animals had died of thirst.
حیوانات زیادی به دلیل تشنگی مرده بودند.
We all thirst for the same things.
ما همه مشتاق چیزی یکسان هستیم.
thirst
فعل
thirsts; thirsted; thirsting
(فعل) thirst for/after something میل شدید به چیزی داشتن
He's thirsting for revenge.
او تشنه انتقام است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره thirst، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


