برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی thirst به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل thirst
(اسم) تشنگی (دو جمله اول) - a thirst for knowledge/education/information etc عطش یا میل شدید برای دانش/تحصیلات/ اطلاعات و ... (جمله سوم)
She quenched her thirst.
او تشنگی خود را برطرف کرد.
Many of the animals had died of thirst.
حیوانات زیادی به دلیل تشنگی مرده بودند.
We all thirst for the same things.
ما همه مشتاق چیزی یکسان هستیم.
thirst
فعل
thirsts; thirsted; thirsting
(فعل) thirst for/after something میل شدید به چیزی داشتن
He's thirsting for revenge.
او تشنه انتقام است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره thirst، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

