برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی things به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل things
things
اسم
(اسم) جمع اسم thing به معنی "چیزها، اشیا"
She packed her things before traveling.
او وسایلش را قبل از سفر جمع کرد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
