برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tendency به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tendency
(اسم) خو یا عادت
The drug is effective but has a tendency to cause constipations.
این دارو موثر است ولی معمولا باعث یبوست می شود.
Her tendency to exaggerate is well known.
عادت او به غلو کردن مشهور است.
He has a tendency to work late.
او عادت دارد تا دیر وقت کار کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tendency، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

