عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل temper

temper

اسم

US تلفظ صوتی/ˈtɛmpɚ/

tempers

(اسم) خلق و خو یا حالت روحی که به عصبانیت گرایش دارد (دو جمله اول) – آرامش ذهنی، خونسردی (مترادف composure – جمله سوم) – حال یا مود کسی (mood – جمله چهارم)

That boy has quite a temper.

آن پسر خلق و خوی تندی دارد (زود عصبانی می‌شود).

Jim needs to learn to control his temper.

جیم باید یاد بگیرد تا عصبانیت خود را کنترل کند.

I lost my temper and yelled at her.

من خونسردی خودم را از دست دادم و سر او داد زدم.

She’s been in a foul temper all day.

او تمام روز را عصبانی بوده است. (be in a bad/foul temper عصبانی بودن)

temper

فعل

tempers; tempered; tempering

(فعل) ملایم کردن، از شدت چیزی کاستن (جمله اول) – گرما دادن و سپس سرد کردن یک فلز یا شیشه برای سفت کردن آن

I learned to temper my criticism.

من یاد گرفتم تا از تلخی انتقاد خودم کم کنم.

tempered steel

فولاد آب‌دیده

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان