برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی swelling به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل swelling
(اسم) ورم
She had a swelling on her arm.
او یک ورم روی دستش داشت.
Use ice to reduce the swelling.
از یخ برای خواباندن ورم استفاده کنید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره swelling، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

