برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی superintendent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل superintendent
(اسم) متصدی یا مدیر نگهداری جایی (مثال اول) – رئیس یک پاسگاه – سرایدار (super یا caretaker)
a park superintendent
یک مدیر پارک (مسئول خدمات و برنامه ها و حفاظت از یک پارک)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره superintendent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

