برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی substitution به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل substitution
(اسم) تعویض، عمل جایگزین کردن
the substitution of human workers with robots
جایگزین کردن انسان های کارگر با ربات ها
Coach made two substitutions in the second half.
مربی در نیمه دوم دو تعویض انجام داد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره substitution، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


