برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stressed به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stressed
(صفت) مضطرب، نگران، تحت فشار – تحت فشار فیزیکی
I’m feeling stressed.
من نگرانم.
stressed (out) workers
کارگرانی که به شدت تحت فشار کاری هستند (استرس کاری دارند)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stressed، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


