برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی strengthen به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل strengthen
(فعل – متضاد weaken) تقویت کردن، قوی کردن (مثال اول) – قوی تر شدن، موثرتر شدن و ... (مثال دوم) – بیشتر شدن ارزش پول (مثال سوم)
to strengthen her immune system
برای تقویت کردن سیستم ایمنی بدنش
His determination has strengthened.
اراده او قوی تر شده است.
The dollar has strengthened against other currencies.
دلار نسبت به بقیه پول ها تقویت شده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره strengthen، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


