برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stool به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stool
(اسم) صندلی تک نفره که پشتی یا جای کمر و دست ندارد (سه مثال اول) – مدفوع (مثال چهارم)
a piano stool
صندلی پیانو
a three-legged stool
یک صندلی سه پایه
We bought some stools for the kitchen.
ما چند صندلی صبحانه برای آشپزخانه خریدیم.
a stool sample
یک نمونه مدفوع
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stool، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

