برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stiffen به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stiffen
معنی stiffen
(فعل) به دلیل عصبانیت یا ترس خشک شدن (جمله اول) – اینکه بخشی از بدن خود را به دلیل درد نتوانید حرکت دهید (معمولا با up - جمله دوم) – شدید شدن، تشدید کردن یا قوی شدن (جمله سوم) – پارچه ای را سفت کردن
She stiffened with fear.
او از ترس خشکش زد.
My muscles had stiffened up after playing soccer.
بعد از فوتبال بازی کردن عضلات من کوبیده و سفت شد.
USA has recently stiffened its immigration rules.
آمریکا به تازگی قوانین مهاجرتی خود را تشدید کرده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stiffen، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

