برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی start up به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل start up
start up
فعل
(فعل) آغاز کردن فعالیت یک کسب و کار یک گروه موسیقی و ... (مثال اول) – تولید شدن، بوجود آمدن، ایجاد شدن (مثال دوم) – روشن شدن، به راه افتادن (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره start up، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
