برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی spite به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل spite
(اسم) کینه یا بغض علیه کسی (مثال اول) - pure/sheer spite فقط از سر کینه - in spite of با اینکه، با وجود، علی رغم (مثال دوم) - in spite of yourself بر خلاف انتظار شما یا کسی (مثال سوم)
He broke it just out of/from spite.
او فقط از سر کینه، آن را شکست.
We went out in spite of the snow.
او با اینکه برف می بارید، بیرون رفت.
The clip made her laugh in spite of herself.
بر خلاف انتظارش، آن فیلم باعث خنده او شد.
spite
فعل
spites; spited; spiting
(فعل) اذیت کردن کسی یا آسیب رساندن عمدی به کسی
She only did that to spite me!
او فقط به این خاطر که مرا اذیت کند آن کار را انجام داد!
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره spite، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

