برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی spite به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل spite
(اسم) کینه یا بغض علیه کسی (مثال اول) - pure/sheer spite فقط از سر کینه - in spite of با اینکه، با وجود، علی رغم (مثال دوم) - in spite of yourself بر خلاف انتظار شما یا کسی (مثال سوم)
He broke it just out of/from spite.
او فقط از سر کینه، آن را شکست.
We went out in spite of the snow.
او با اینکه برف می بارید، بیرون رفت.
The clip made her laugh in spite of herself.
بر خلاف انتظارش، آن فیلم باعث خنده او شد.
spite
فعل
spites; spited; spiting
(فعل) اذیت کردن کسی یا آسیب رساندن عمدی به کسی
She only did that to spite me!
او فقط به این خاطر که مرا اذیت کند آن کار را انجام داد!
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


