برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی slippery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل slippery
(صفت) لغزنده (جمله اول) – مجازاً به معنی شخص یا وضعیت فریبنده و دشوار برای کنترل یا درک کردن (جمله دوم) – غیر قابل اعتماد (جمله سوم)
The floor is slippery.
زمین لغزنده است.
Freedom is a slippery concept.
آزادی مفهومی لغزنده و مبهم است. (چون به راحتی از تعاریف قطعی فراتر میرود و بسته به دیدگاهها و شرایط مختلف، معانی متفاوتی میگیرد)
slippery politicians
سیاستمداران غیر قابل اعتماد
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره slippery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

