برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی slippery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل slippery
(صفت) لغزنده (جمله اول) – مجازاً به معنی شخص یا وضعیت فریبنده و دشوار برای کنترل یا درک کردن (جمله دوم) – غیر قابل اعتماد (جمله سوم)
The floor is slippery.
زمین لغزنده است.
Freedom is a slippery concept.
آزادی مفهومی لغزنده و مبهم است. (چون به راحتی از تعاریف قطعی فراتر میرود و بسته به دیدگاهها و شرایط مختلف، معانی متفاوتی میگیرد)
slippery politicians
سیاستمداران غیر قابل اعتماد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره slippery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


