برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی slim به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل slim
(صفت) باریک و لاغر به شکل جذاب (slender - سه مثال اول) – کوچک در اندازه یا مقدار (مثال آخر)
I was a lot slimmer in those days.
آن روزها من خیلی لاغر تر بودم.
a slim young woman
یک زن جوان لاغر
The Real Slim Shady
سایه لاغر واقعی (یکی از آهنگ های امینم)
a slim chance
شانس اندک
slim
فعل
slims; slimmed; slimming
(فعل) وزن کم کردن، لاغر کردن (diet - مثال اول) - slim down الف: وزن کم کردن، لاغر کردن ب: کم کردن (reduce – مثال دوم)
You can still eat breakfast when you are slimming.
وقتی دارید لاغر میکنید، هنوز هم می توانید صبحانه بخورید.
It is not our intention to slim down the workforce.
هدف ما کاهش نیروی کار نیست.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره slim، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


