برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sieve به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sieve
(اسم) صافی، الک (وسیلهای با سوراخها ریز برای صافی زدن یا جدا کردن ذرات بزرگ) - have a memory/mind like a sieve حافظه بدی داشتن
Wash the rice in a sieve under cold running water.
برنجها را در یک صافی، زیر آب شیر بشور.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sieve، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


