برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sideways به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sideways
(قید، صفت) به کنار، به یک سویی، به پهلو، از پهلو (کلا هر لفظی که معنی یک طرف را تبادر کند)
She looked sideways at him.
او از پهلو به آن پسر نگاه کرد.
The fence is leaning sideways.
حصار دارد به پهلو کج میشود.
a sideways glance
یک نگاه سریع از بغل
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sideways، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


