برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shoes به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shoes
shoes
اسم
(اسم) جمع اسم shoe به معنی "یک جفت کفش"، "کفشها"
He bought a new pair of shoes.
او یک جفت کفش جدید خرید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shoes، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام