برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shield به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shield
Innocents used as a human shield against attack.
از افراد بیگناه به عنوان سپر انسانی مقابل حمله استفاده شد.
a warrior with sword and shield
یک جنگجو با شمشیر و سپر
(اسم) نشان افسر پلیس در آمریکا - یک شیء تخت با دو طرف صاف، لبه پایینی گرد یا نوکتیز، و معمولاً یک لبه بالایی صاف اشاره دارد که روی آن نشان خانوادگی، ملی یا سلطنتی قرار میگیرد
shield
فعل
shields; shielded; shielding
(فعل) محافظت کردن، پوشاندن (در محاوره بیشتر از واژه protect استفاده میکنند - جمله اول) – مخفی کردن (جمله دوم)
She shielded her eyes from the bright sunlight.
او با دستهایش از چشمانش در برابر نور شدید خورشید محافظت کرد.
The trees shielded the house from view.
درختان، خانه را از دید پنهان کردند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



