برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی settlement به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل settlement
(اسم) توافق رسمی (مثال اول) – پولی که طی یک توافق دریافت میشود تا کار به حکم دادگاه و ... کشیده نشود(مثال دوم) – تسویه حساب پولی که قبلا گرفته شده است (مثال سوم) – جایی که گروهی جهت سکونت به آنجا آمده اند (مثال چهارم) – یک روستای کوچک
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره settlement، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


