برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی settled به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل settled
settled
فعل
(فعل) شکل گذشته ساده فعل settle به معنی "مستقر شد، ساکن شد"
They settled in a small village.
آنها در یک روستای کوچک ساکن شدند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره settled، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام