برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی server به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل server
(اسم) سرور (مثال اول) - پیشخدمت (در رستوران – مثال دوم) - بازیکن که در تنیس یا والیبال و... را با زدن سرویس از منطقه سرویس بازی را آغاز می کند (مثال سوم)
The server crashed during the update.
سرور در حین بهروزرسانی از کار افتاد.
The server brought our food quickly.
پیشخدمت غذا را سریع آورد.
The server hit a powerful jump serve.
بازیکن سرویسزن یک سرویس پرشی قدرتمند زد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره server، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


