برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی server به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل server
(اسم) سرور (مثال اول) - پیشخدمت (در رستوران – مثال دوم) - بازیکن که در تنیس یا والیبال و... را با زدن سرویس از منطقه سرویس بازی را آغاز می کند (مثال سوم)
The server crashed during the update.
سرور در حین بهروزرسانی از کار افتاد.
The server brought our food quickly.
پیشخدمت غذا را سریع آورد.
The server hit a powerful jump serve.
بازیکن سرویسزن یک سرویس پرشی قدرتمند زد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


