برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sanction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sanction
(اسم) تحریم (مثال اول) – مجوز (مثال دوم)
The country faced economic sanctions.
آن کشور با تحریمهای اقتصادی مواجه شد.
The plan requires official sanction.
این طرح نیاز به تأیید رسمی دارد.
sanction
فعل
sanctions; sanctioned; sanctioning
(فعل) به صورت رسمی تأیید کردن و پذیرفتن
The board sanctioned the proposal.
هیئت مدیره پیشنهاد را تأیید کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sanction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


