برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sack به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sack
(اسم) ساک، گونی (دو مثال اول) - the sack الف: اخراج ناگهانی از کار ب: تخت خواب (مثال سوم) - in the sack وقتی درباره رابطه جنسی حرف میزنیم (مثال چهارم) – (در فوتبال آمریکایی) سک (وقتی مدافعین، کوارتربک حریف را قبل از خط اسکریمج متوقف کنند) – the sack of something نابودی یا ویرانی یک منطقه یا یک شهر در اثر جنگ
sack
فعل
sacks; sacked; sacking
(فعل) اخراج کردن کسی (fire) – سک کردن در فوتبال آمریکایی – چیزی را درون ساک یا گونی قرار دادن (bag) – نابود کردن منطقه یا شهری توسط نیروی نظامی - sack out دراز کشیدن و خوابیدن (دو مثال اول)
I went to my room to sack out.
من به اتاقم رفتم تا بخوابم.
Here it is eleven o’clock, and you are still sacked out!
ساعت یازده است و تو هنوز خوابیده ای!
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sack، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


