برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rudely به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rudely
rudely
قید
(قید) با بی ادبی – ناگهانی (مثال دوم)
She rudely interrupted me.
او با بی ادبی حرف مرا قطع کرد.
A stream of light in my eyes rudely awakened me.
تابش نوری به چشمانم، مرا ناگهان با ترس بیدار کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rudely، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام