برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی roughly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل roughly
(قید) نه دقیقا ولی نزدیک به یک عدد، مقدار و ... (about - مثال اول) – (در مورد سطح چیزی) پر خط و خش، ناهموار (مثال دوم) – با خشونت (مثال سوم)
There were roughly 100 people there.
تقریبا 100 نفر آنجا حظور داشتند.
roughly cut timber
الواری که با اره، فقط برش داده شده و هیچ عمل سوهان زنی روی سطح برش داده شده صورت نگرفته است
She roughly pushed me toward the door.
او با خشونت مرا به سمت در هول داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره roughly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

