برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی roar به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل roar
(فعل) غرّش کردن (مثل غرّش کردن یک شیر – مثال اول) – صدای بلند تولید کردن (مثال دوم) – بلند خندیدن - roar with something با صدای بلند خنده یا عصبانیت خود را بروز دادن (مثال سوم)
We could hear the lion roaring at the top of the hill.
میتوانستیم صدای غرّش آن شیر را در بالای تپه بشنویم.
The guns/siren roared.
تفنگها با صدای بلند شلیک کردند/ آژیر با صدای بلند به صدا درآمد.
The audience roared with laughter.
حضار با صدای بلند خندیدند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) با صدای بلند خندیدن (مثال اول) – به سرعت و با صدای بلند حرکت کردن (مثال دوم)
She roared at me for being late.
او بابت تاخیر سر من داد زد.
A group of young men on motorcycles roared past.
گروهی از موتورسواران جوان، غرشکننان عبور کردند.
roar
اسم
roars
(اسم) غرّش
the roar of the river
خروش رودخانه
the roar of the crowd
خروش جمعیت
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


