برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rivalry به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rivalry
(اسم) رقابت
The two competitors have developed a friendly rivalry.
آن دو رقیب یک رقابت دوستانه ترتیب داده اند.
This was not the only instance of sibling rivalry in the house of Morgan's.
این مورد تنها نمونه رقابت خواهر و برادری در خانواده مورگان نبود. (sibling rivalry: دعواها، حسادتها، یا رقابتهایی که ممکن است بین خواهر و برادرها از کودکی تا بزرگسالی وجود داشته باشد. این رقابت میتواند بر سر توجه والدین، موفقیتهای شخصی، یا حتی مسائل جزئی روزمره باشد)
political rivalries
رقابت های سیاسی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rivalry، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


