برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rider به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rider
(اسم) کسی که چیزی را میراند (دو مثال اول) – تبصره یا الحاقیه ای که به یک سند یا قانون و غیره اضافه شده و متن اصلی را تغییر میدهد یا چیزی به آن اضافه می کند
She was an experienced and cautious rider.
او یک سوارکار با تجربه و محتاط بود.
riders on the bus
رانندگان اتوبوس
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rider، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

